دیشب تو شب تولدم، یه ماشینه در نهایت گستاخی اومد کوبید به ماشینم
امکان این که یه احمق اینقدر ضایع توی لاین مخالف خودش به شما بزنه احتمالا یک به چهارصده!!
امروز ایستگاه پلیس راهنمایی و سر و کله زدن با اون راننده و با صافکار و پلیس
رفتم بیمه نوبتم نشد، حالا فردا باس برم
یک ساعت و نیمی از ظهر رو تو بیمارستان بودم، واسه آزمایشی که مامانم داشت
غروب واسه کارای بابا رفتم، توی شهر گشتیدم بعدم یک لنگه پا همینجوری وایسادم توی یه مغازه سه در چهار تا الان که یکه نصفه شبه، رسیدم خونه
فردا باس برم دانشگاه چیزی رو ارائه کنم که هنوز وجود خارجی نداره
باید برم خراب شم سر استاد که بهم بیشتر وقت بده
تازه . . .
امروز یه گربه پرید صاف جلوی چرخای ماشینم و من ناجور ترمز گرفتم
ظهری یک ساعتی داشتم تو وسایلم دنبال یه چک پول میگشتم که بعدا تو کیف مامانم پیدا شد
کیک تو سرم بخوره، من هنوز شام نخوردم . . .
خب یه وقتایی هم اینجوری میشه دیگه :-|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر