۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

آخه چـــــــــرا؟

چرا اینقدر این دنیای ما پیچیده است؟
چرا نمیشه ساده زندگی کرد؟ ساده دوست داشت؟ ساده خندید؟ ساده حرف زد؟

چرا یه وقتایی نزدیک‏تر شدن‏هامون نهایتا به دورتر شدن‏ منجر میشه؟
چرا یه موضوعی که واسه ما خنده داره، واسه یکی گریه داره؟
چرا قبل اینکه بخوای حرفی بزنی اینقدر باید راجع به پیامد هاش فکر کنی؟
چرا وقتی میخای به یکی بگی "دوستت دارم" اینقدر باید از عواقبش بترسی؟

چرا نمیشه ساده زندگی کنیم؟
مثله بچه ها
مثله دیوونه ها
هی تو این فکر نریم که این و اون راجع به ما چی میگن
حرف دلمون رو نذاریم تو دلمون بمونه، عقده شه
کاری رو بکنیم که دوست داریم
حرفی رو بزنیم که توی دلمونه

هیچ نظری موجود نیست: